المحقق السبزواري
766
روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )
خداى عز و جلّ خواهى بود ، و به سبب اين بر جمع خراج و اموال ديوانى و جمع و حفظ اموال رعيّت و لوازم شغل و عمل خود قادرتر خواهى بود . و مشقّت ده نفس خود را در هرچه متجدّد شود در اين باب ، و عظيم باشد حسنهء تو در آن ، و نفع نمىدهد از مال الّا آنچه در حقّ تو به مصرف خود صرف شود . و بشناس از جهت شاكران شكر ايشان را ، و بر آن اجر ايشان بده ، و بپرهيز از آنكه دنيا و غرور دنيا فراموش تو سازد اهوال آخرت را . پس ، تهاونورزى در حقوقى كه بر تو لازم باشد ، چه تهاون موجب تقصير و تفريط است ، و تفريط موجب هلاك است . و بايد كه عمل تو خالص از جهت خداى عز و جلّ باشد ، و از او اميد جزا و مكافات داشته باش ، نه از خلق . به درستى كه او بر تو اسباغ نعمت خود نموده و فضل و عطاياى خود را بر تو فراخ ساخته . و معتصم باش به شكر ، و بر شكر معتمد باش تا خداى عز و جلّ خير و احسان بر تو زياده كند . به درستى كه خداى عز و جلّ اجر و ثواب مىدهد به قدر شكر شاكران و سيرت محسنان . و حقير مگير هيچ گناهى را و با هيچ حاسدى روزگار به سر مبر ، و هيچ فاجر [ ى ] « 1 » را رحم مكن ، و احسان و صله با كفور نعمت بهجا مياور ، و با دشمن مداهنت و مسامحت مكن ، و هيچ نمّامى را تصديق مكن ، و صاحب غدرى را امين مساز ، و موالات با فاسقى مكن ، و پيروى هيچ گمراهى مكن ، و هيچ مرائى را محمدت مكن ، و هيچكس را حقير مگير ، و هيچ سائل فقيرى را [ 191 ب ] ردّ مكن ، و احياى هيچ باطلى مكن ، و بر امور مضحك نظر ميفكن ، و خلف هيچ وعدى مكن ، و اظهار غضب مكن ، صاحب كبر مباش ، و از روى شدّت فرح و نشاط راه مرو ، تزكيهء هيچ سفيهى مكن ، و تقصير در طلب آخرت مكن ، و با روزگار عتاب مكن ، و با ظالمان از راه رغبت يا محابات « 2 » اغماض مكن ، و در امر دنيا طلب ثواب آخرت مكن ، و با دانايان و عاقلان بسيار مشاورت مىكرده باش ، و خود را به حلم كار فرماى ، و از اصحاب تجارب و صاحبان عقل و رأى و حكمت فرا مىگرفته باش ، و در مشورت صاحبان نفسهاى ضعيف و بخيلان را داخل مساز و از
--> ( 1 ) . قياسا اضافه شد . ( 2 ) . گذشت كردن ، طرفدارى بىجهت .